بارها و بارها شاهد بودیم که در رسانه های مختلف اظهار نظرهایی صورت می گیرد مبنی بر اینکه سپاهان هوادار ندارد،اکثر اصفهانی ها هنوز سرخابی هستند؟و یا با توسل به مقایسه تعداد جمعیت هواداران تیمی با تیم سپاهان نتیجه می گیرند که سپاهان کم هوادار است.اما چرا؟
1-شرایط جغرافیایی اصفهان:
متاسفانه بسیاری از کسانی که در این مورد اظهار نظر می کنند اصلاً به محل قرارگیری استان و شهر اصفهان توجه نمی کنند.استان اصفهان از استان های مرکزی ایران است که ما بین استان های سمنان،قم،مرکزی،لرستان،چهارمحال و بختیاری،کهکیلویه و بویراحمد،فارس و یزد قرار گرفته است.
به واسطه همین مرکزیت و امکانات بسیار خوب رفت و آمد به این استان و شهر و صنعتی بودن این استان دو نکته قابل تامل است:
یک اینکه این استان بسیار مهاجر پذیر بوده و از اقصا نقاط ایران در این استان و شهر سکونت دارند.بطور مثال به دنبال وقوع جنگ تحمیلی شهری چون شاهین شهر اصفهان تبدیل به بزرگترین مرکز سکونت اهالی مهاجر استان خوزستان شد که هم اکنون نیز تعداد زیادی از ساکنین این شهر که در شمال شهر اصفهان واقع شده است را هموطنان خوزستانی تشکیل می دهند.همین طور شهر فولادشهر اصفهان نیز که ورزشگاه فولاد شهر در آن واقع است پذیرای بسیاری از مهاجرین می باشد که در این شهر نیز اکثر ساکنین مهاجر اهالی خطه خوزستان هستند.
دو اینکه به واسطه فراهم بودن امکانات حمل و نقل در این استان مرکزی ایران بسیاری از سفرهای بین استانی با مرکزیت این شهر صورت می گیرد.به طور مثال اهالی استان چهارمحال و بختیاری به راحتی و در کمترین زمان ممکن می توانند خود را به شهر اصفهان برسانند و اینکه در حال حاضر بسیاری از مردم این استان در شهر اصفهان شاغل یا در حال تحصیل هستند.
با توجه به موارد بالا کاملاً مشخص خواهد بود که بسیاری از هواداران تیم های سرخابی در اصفهان جمعیت مهاجر هستند.بطور مثال با توجه به اینکه استان چهارمحال و بختیاری فاقد تیم فوتبال در سطوح بالای فوتبال ایران است بسیاری از هواداران فوتبال در این استان هوادار سرخابی های پایتخت هستند.و یا با توجه به بافت مهاجر نشین فولاد شهر اصفهان خود تیم ذوب آهن چندان هواداری از این شهر اصفهان ندارد و بسیاری از هواداران تیم های سرخابی در بازی تیم های اصفهانی با سرخابی ها را همین مردم مهاجر نشین تشکیل می هند.حتی در بازی تیم های مثل صنعت نفت شاهد بوده ایم که این تیم ها در اصفهان همیشه هوادار داشته اند.
2-شرایط جمعیتی و قومیتی:
با حضور مجدد تیم تراکتورسازی در لیگ برتر این فصل شاهد فصل جدیدی از شور و شوق هواداری در فوتبال ایران بوده ایم.شور و هیجانی که شاید در حال حاضر در بین سرخابی های پایتخت هم شاهد نیستیم.اما این شور و شوق در سال های قبل که این تیم در لیگ فوتبال ایران بود وجود نداشت و چه شده که اکنون این حجم زیاد از تماشاگران را جذب خود کرده است؟و آیا این دلیلی برای تحقیر هواداران سایر تیم های می شود؟
با توجه به مکان جغرافیایی تیم تراکتور سازی متوجه می شویم که این تیم در استانی قرار دارد که تمامی استان های پیرامون آن را ترک ها و آذری زبانان شامل می شوند.و با توجه به موارد اتفاق افتاده خارج از موضوع فوتبال می توان متوجه شد که هواداری از تیم تراکتور سازی ورای یک حمایت صرفاً ناسیونالیستی مانند اصفهان می باشد.حمایت از تیم تراکتور سازی بیش از آنچه که به خود تیم تراکتورسازی مربوط باشد به یک قومیت مربوط می شود.قومیتی که اکنون حداقل 12 میلیون نفر از جمعیت ایران را شامل می شوند و اکثراً ناحیه شمال غربی ایران و استان های در این محدوده را پوشش می دهند.اما آیا مقایسه بین تعداد هواداران سپاهان که متعلق به استانی با وسعت جمعیتی حداکثر 5 میلیون نفر می شود و تمامی استان های اطراف آن کمترین وجه تشابهی با مردم این استان به لحاظ تعصبات قومیتی ندارند با تعداد هواداران تیم تراکتور سازی که تعدد هواداران آن به وسعت یک قومیت بزرگ است درست است؟در حالی که بسیاری از هواداران تیم تراکتورسازی از استان های اطراف آذربایجان شرقی هستند و بالعکس بسیاری از هواداران رقبای سپاهان(سرخابی ها) هم از استان های همجوار اصفهان هستند می توان گفت که سپاهان در اصفهان هوادار ندارد و هواداران اصفهانی به قول هواداران تراکتورسازی حمایت را باید از آن ها یاد بگیرند؟؟؟
3-امکانات تفریحی و مشکل پسند شدن مردم اصفهان:
به دلیل وجود امکانات رفاهی بسیار در این شهر-در مقایسه با بسیاری از استان های دیگر- همچون زاینده رود و پارک ها و فضاهای سبز اطراف آن،اماکن تفریحی و تاریخی و فرهنگی متعدد و خیلی جذابیت های دیگر موجب شده تا مردم اصفهان مشکل پسند شوند و ترجیح دهند به جای گذراندن وقت خود در راه طولانی رسیدن به ورزشگاه ها و سپری کردن اوقات خود در ورزشگاه های با امکانات رفاهی در حد صفر از طریق تلوزیون و یا رادیو نتایج بازی های تیم های محبوب خود را دنبال کنند.به طور قطع زمانی که ورزشگاه های اصفهان بتوانند خواسته این هواداران را به طور کامل تامین کنند و محیط جذابی را برای آن ها فراهم کنند شاهد حضور پرشور آن ها خواهند بود.
4-بی توجهی رسانه های استانی:
از اولین سال قهرمانی تیم سپاهان در لیگ برتر که همراه با قهرمانی ذوب آهن در جام حذفی بود هر سال بر تعداد هواداران این تیم ها بالاخص سپاهان در ورزشگاه ها افزوده شد به طوری که در بازی های مقابل سرخابی ها تا زمانی که در ورزشگاه نقش جهان بود بالغ بر 90 درصد ورزشگاه توسط هواداران تیم سپاهان پر می شد.اما هیچگاه رسانه های استانی این موضوع را مورد توجه قرار ندادند.هواداران فوتبال اصفهان همیشه شاهد بوده اند که فیلم برداران مسابقات سپاهان تمام زمان بازی را به خود مسابقه می پرداخته اند و بر خلاف فیلم برداران پایتخت که در بیاین مسابقه صحنه هایی از جمعیت حاضر در ورزشگاه را به تصویر می کشند هیچگاه تصویری از جمعیت هواداران سپاهان به نمایش نگذاشتند تا جایی که اکنون جستجو برای یافتن فیلمی از انبوه هواداران سپاهان در ورزشگاه بسیار سخت و شاید نشدنی باشد.این بی توجهی به جمعیت هواداران سپاهان در ورزشگاه ها باعث شده که این شائبه در بسیاری از فوتبال دوستان ایجاد شود که در بازی های سپاهان با سرخابی اکثر ورزشگاه سرخابی هستند.تصوری کامل غلط که دلیل اصلی آن را در کم توجهی رسانه های عمومی و بالاخص استانی می توان یافت.امیدواریم که رسانه های استانی و به خصوص کارگردان و فیلم برداران محترم اصفهانی از این پس به جمعیت حاضر در ورزشگاه نیز توجه کنند و مانع از گسترش شایعات و اخبار کذب شوند.مهمترین بازی ها برای نمایش شکستن سهم هواداران سرخابی ها در فوتبال اصفهان در بازی های سپاهان با سرخابی هاست.چه اگر تفاوت تعداد هواداران سپاهان با سرخابی ها به نمایش در می آمد دیگر شاهد اظهار نظرهای نادرست در مورد تقسیم تعداد هواداران در بازی های این تیم با سرخابی ها نبودیم.جایی که اکنون هواداران سپاهان به شدت مورد کم لطفی قرار گرفته اند.
در پایان امیدواریم که فوتبال دوستان هوادار تیم های مختلف با بینش و اطلاعات بیشتر نسبت به هواداران فوتبال یک شهر و یک تیم اظهار نظر کنند و به صرف اظهار نظرهای جهت دار برخی رسانه ها، میزان استقبال مردم یک شهر از مسابقات تیم های آن شهر را با دلایل واهی زیر سوال نبرند.
2۸ اردیبهشت ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت بود.
8 هزار نفر از هواداران سپاهان پس از پشت سر گذاشتن سخت ترین روزها و تحمل شدید ترین نامردمی ها چشم به امید قهرمانی تیم محبوبشان راه سفر طولانی اصفهان تهران را به جان خریده بودند تا آخرین بازی تیمشان را در لیگ هفتم از نزدیک ببینند. و شاید از نزدیک شاهد جشن قهرمانی تیمشان باشند. اما در کمال ناباوری فقط به 3 هزار نفر از آنان اجازه ورود به بدترین نقطه ورزشگاه داده شد.
قریب به 5000 نفر از اصفهانی هایی که از آن سوی کشور برای دیدن بازی تیم محبوبشان به تهران رفته بودند پشت درهای بسته ماندند، در حالی که طبق تمامی قوانین داخلی و بین المللی 10 درصد از سکوهای ورزشگاه حق مسلم تیم مهمان است.
آن بازی انجام شد، سپاهان قهرمانی را از دست داد و هواداران این تیم با سر و دست شکسته و البته با دلی شکسته راهی اصفهان شدند.
تماشاگران سپاهان هیچ گاه رفتاری را که آن روز در حق آنها شد فراموش نخواهند کرد.
قبل از آن بازی و پس از آن، بارها و بارها باشگاه سپاهان و هوادران این تیم، قاطعانه پیگیر و خواهان اجرای قانون 10 درصد تماشاگر میهمان در بازی های خانگی خود شدند، و به منظور اجرای عدالت و رعایت حق تیمشان در برخورداری از حداکثر تماشاگر در بازی های مهم و حساس آن را حق خود می دانستند. اما متاسفانه بارها و بارها و هر بار به دلایلی نامربوط این تلاش به نتیجه نرسید و در بازی های حساس خانگی، و رو در رو با همان تیمهایی که در بازیهای خانگی خود حتی قائل به اجرای قانون 10 درصد نیز نبوده و نیستند و مرتکب بدترین رفتارها با هواداران سپاهان شدند، شاهد بوده ایم که به دلایلی نا مربوط 50 در صد از سکوهای ورزشگاه به هواداران این تیمها داده شده است.
براسی تحمل تا کی؟
چه کسی باید کمترین حق هوادار سپاهان را که چیزی جز تشویق تیم مورد علاقه اش در شهر خودش نیست، به او بازگرداند؟
بارها دیده ایم که خیل عظیم تماشاگران سپاهان در بازی های خانگی پشت میله های آهنی ورزشگاه فولاد شهر ناچار به بازگشت به خانه شده اند، در حالی که نیمی از ورزشگاه در اشغال پرچم های سرخ بوده است!
چه کسی باید پاسخگوی باشگاه محبوب ما سپاهان باشد که باید در بازی خانگی اش از تشویق های پر شور هواداران خود محروم باشد و در مقابل، تشویق های هواداران تیم رقیب را نیز تحمل کند؟
بازی سپاهان و پرسپولیس نزدیک است. این در حالیست که مسابقات لیگ به حساس ترین روزهای خود نزدیک شده و رقابت برای کسب رده های بالای جدول به اوج خود رسیده است.
تماشاگر سپاهان چیز زیادی نمی خواهد جز اینکه در ورزشگاه حضور یابد بازی تیمش را از نزدیک ببینید و تیم محبوبش را تشویق کند. تماشاگر سپاهان می خواهد تیمش را با تمام وجود تشویق کند، به تیمش روحیه دهد و آن را برای برد در زمین بازی تهییج کند و این را حق خود می داند.
تماشاگر سپاهان این را حق مسلم خود می داند که صدای خود را در وزشگاه آنچنان بلند کند که صدای اندک تماشاگر حریف شنیده نشود و تیمش در خانه خود احساس غربت نکند.
صبر هوادار سپاهان دیگر به پایان رسیده است.
درخواست هواداران سپاهان از مسئولان باشگاه سپاهان و نیز از سایر مسئولان ذیربط ورزشی، سیاسی و امنیتی استان، پیگیری شدید و باز پس گیری این حق مسلم آنها است.
کمترین توقع هوادار سپاهان این است که جایگاهش در شهر خودش محفوظ بماند، تیم محبوبش در شهر خود میزبان باشد تا با استفاده از این میزبانی و حمایت های پرشورش که هیچ گاه از تیم محبوب شهرش دریغ نکرده، شاهد پیروزی در این بازی 6 امتیازی باشیم و باز هم بتوانیم شاهد موفقیت تیم محبوبمان و سربلندی شهر عزیزمان باشیم.
به جون هرچی مرده
سپاهان خیلی مرده
لنگی می یاد استادیوم
۴تایی برمیگرده
۴تایی برمیگرده
قرمزها در هتل عباسي، زردها در هتل آسمان
رحمان احمدی: از سپاهان میخواهم رضایتنامهام را بدهد
قلعهنویی گفت به تو احتیاج دارم ولی 14 هفته نیمکتنشینم کرد
احمدی در گفتوگو با خبرگزاری فوتبال ایران ابتدا در خصوص حضورش در ترکیب ثابت سپاهان میگوید: «به هرحال این نظر سرمربی بود که بازی کنم و از اول فصل هم مشکلی بابت این موضوع نداشتم. همه دیدند که نیمکتنشین شدم ولی هیچ حرفی نزدم و اعتراضی هم نکردم چون به نظر سرمربی احترام میگذارم. او تصمیم گرفت که نیمکتنشین شوم و فقط در دو هفته آخر بازی کنم.»
دروازهبان سپاهان در پاسخ به این سئوال که بابت 14 هفته نیمکتنشینی از قلعهنویی ناراحت نیستی، تاکید میکند: «در فوتبال هیچ بازیکنی را پیدا نمیکنید که از نیمکتنشینی ناراحت نباشد. من فقط به دنبال پول نیستم و دوست دارم که بازی کنم ولی شرایط از ابتدای فصل خوب نبود و الان هم خوب نیست. من دروازهبان ضعیفی نیستم که 14 هفته نیمکتنشین شوم ولی همانطور که گفتم این نظر سرمربی است که چه کسی بازی کند.»
احمدی در پاسخ به این سئوال که آیا مصدومیت سیدمهدی رحمتی باعث شد که در دو هفته اخیر در ترکیب ثابت قرار بگیری، میگوید: «رحمتی بدون مشکل خاصی در تمرینات حضور داشت و اگر مصدوم بود با سپاهان تمرین نمیکرد.» وی همچنین شایعه اختلافش با دروازهبان شماره یک سپاهان را رد میکند: «ما با هم رفیق هستیم و هیچ مشکلی نداریم.»
احمدی در پاسخ به این سئوال که فکر نمیکنی استفاده چرخشی از تو و رحمتی حاشیههایی را به وجود بیاورد، میگوید: «من چنین وضعیتی را دوست ندارم و به همین دلیل سعی میکنم از سپاهان جدا شوم. قبل از شروع فصل هم قصد جدایی داشتم ولی آقای ساکت اجازه ندادند. در ضمن فکر نمیکنم این شرایط پایدار بماند چرا که مهدی رحمتی هم دروازهبان شماره یک تیم ملی است و طبیعی است که قلعهنویی نمیتواند هفتههای متعدد او را نیمکتنشین کند. سرمربی تیم قبل از شروع فصل که میخواستم جدا شوم به من گفت که به تو احتیاج دارم ولی 14 هفته نیمکتنشینم کرد و فقط دو هفته به من اعتقاد داشت. من با این شرایط دوست دارم از سپاهان بروم و امیدوارم باشگاه رضایتنامهام را بدهد. در ضمن این را هم باید بگویم که حرفهای من به هیچ عنوان جنبه اعتراض ندارد و من به تصمیم سرمربی و مربیان باشگاه احترام میگذارم. فقط دوست دارم در جایی باشم که شانس بیشتری به من داده شود.»




